نحوه شهادت

 سردار نوروزي در 25 بهمن 1362 به عنوان فرمانده گردان توحيد به سوي عمليات خيبر شتافت. در عمليات خيبر بسيار تلاش كرد تا در مقابل دشمنان بايستد. اما دشمن زبون در اين عمليات دست به بمباران شيميايي زد. سهراب سعي كرد نيروهايش را از آلودگي شيميايي دور نگه دارد و همين كار را نيز كرد. يعني موقعي كه تمام نيروها را سوار بر هاوركرافت كرد و به ان طرف جزيره انتقال داد ديگر جايي براي سوار شدن خود وي نبود. حفظ جان سربازان آن قدر برايش مهم بود كه حتي موقعي كه به عنوان فرمانده اين اختيار را داشت تا اول خود سوار شود اين كار را نكرد و تا حفظ جان كليه ي سربازان ايستاد. وقتي ظرفيت خودرو حامل رزمندگان پر شد، همراه تعدادي از رزمندگان در جزيره ماند و بر اثر اصابت بمب به شدت مجروح شد. انفجار آن قدر در نزديكي وي صورت گرفت كه حتي آثاري از مواد بر لباس وي پيدا بود. به بيمارستان منتقل شد. فرمانده ي قرارگاه تأكيد داشتند هر طوري كه شده سهراب با نجات دهيد. او بايد زنده بماند اما لحظه ي ديدار با معبودفرا رسيده بود و پس از چند ساعت روح آسماني اش به سوي يار شتافت. روحش شادو راهش پر فروغ باد.

 

منبع: كتاب شقايق مجنون زندگینامه سردار شهید سهراب نوروزی/ به کوشش قربانعلی صادقی, خسرو محمدی. 1384

 

 

نحوه شهادت شهید نوروزی به نقل از مجله پزشكي كوثر

   در اين حادثه 543 نفر از رزمندگان كه اكثراً در جزيره بودند توسط گاز خردل مسموم شدند. آقاي سهراب نوروزي 26 ساله سرپرست گروهي از رزمندگان بود كه 5 روز مقاومت دليرانه در برابر تانك هاي عراق و در خط مقدم جبهه ها جزيره را پشت سر گذاشته بودند. او و همرزمانش تجهيزات خود از جمله ماسك ها را به نيروهاي تازه وارد دادند و آماده خروج از جزيره بود كه در بعد از ظهر 19/12/62 هدف بمباران شيميايي 3 فروند هواپيماي عراق قرار گرفتند. به همين علت همگي به شدت آسيب ديدند. بمب در فاصله چند متري اصابت كرده بود، به طوري كه لباسهايش به ذرات سياه رنگ مايع خردل آغشته شده بود و به دليل كمبود نسبي وسيله نقليه ي هوايي و آبي وفعاليت توپخانه دشمن، اين مصدوم و عده اي ديگر 4-5 ساعت بعد موفق به خروج از جزيره شدند. بيمار در ابتداي مراجعه به نقاهتگاه تختي حالت آپاتي داشت. پس از گذشت 24 ساعت تاول هاي بزرگ و متعددي حدود 60% بدن وي را فرا گرفت. معمولاً درمان ها تأثيري در بهبودي بيمار نداشت. تدريجاً ضعف بيمار شديدتر شد و ناراحتي تنفسي به شدت وجود داشت. در ابتدا بيمار لوكوسيتز 23000 و هموگلوبين 19-18 داشت با توجه به اين كه از زانو به پايين آمپوته شده و بيمار تحت مراقبت قرار گرفت. فشار خون بيمار پس از عمل 4-3 ساعت 70-80 mmHg بوده اما بعداً به حدود صفر رسيد. با توجه به وضعيت تهديد كننده ي فشار خون و بدي حال عمومي بيمار به نقاهتگاه تختي منتقل گشت. و در هنگام مراجعه به نقاهتگاه فشار خون نزديك به صفر بودو قلب تاكيكارد و هيپرنه[1] شديد وجود داشت ترشحات زياد ريوي از لوله تراشه خارج مي شد بدن كاملاً سرد و بوي گورگر از بدن و موهاي بيمار استشمام مي شد. پلكها كمي متورم بودند در صورت تاول وجود نداشت. در خلاصه پرونده ي بيمار «در اصطلاح پزشكي لازيكس ايامين» دريافت كرده بود فوراً حدود 4 ليتر سرم ها كسل و نمكي به بيمار تزريق شد. فشار خون به حدود 12mmHg رسيد سطح هوشياري بيمار بهتر شد و از درد پوست در بدن شاكي بود. بيمار صحبت نمي كرد اما هنگام دست زدن به پوست جهت پانسمان و معاينه تحريك مي شد. با گذشت زمان و علي رغم تزريق خون هاي تازه به شهادت رسيد.

 

منبع: كتاب شقايق مجنون زندگینامه سردار شهید سهراب نوروزی/ به کوشش قربانعلی صادقی, خسرو محمدی. 1384

 

 

[1] - اصطلاح پزشكي.